معنی سرمهسا
6 بازدید
[ سُ مَ / مِ ] (نف مرکب) سایندهٔ سرمه. که سرمه ساید. سرمه کوب : در آئینهٔ دل خیال فلک را بجز هاون سرمه سایی نبینم.خاقانی. صد جام لبالب است در گرد در حلقهٔ چشم سرمه سایش. شیخ العارفین (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرمهسا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سا» برای سرودن شعر