معنی سرمایه

معنی سرمایه

6 بازدید
[ سَ رِ / سَ رْ یَ / یِ ] (اِ مرکب) معروف است ولی در مایه و سرمایه فرق است و مایه رأس المال و آن سود که حاصل آید اگر خرج نکنند بر مایه سرمایه شود و آن را سوزیان نیز گویند. (آنندراج) (انجمن آرا): عمری که مر تراست سرمایه ویداست و کارهات بدین زاری.رودکی. اگر تو نبندی بدین در میان همه سود و سرمایه باشد زیان.فردوسی. و میگفت ای مسلمانان رحمت کنید بر کسی که سرمایهٔ وی میگدازد. (کیمیای سعادت). نه از او میوه خوب نه سایه نه از او سود خوش نه سرمایه.سنایی. در سر بازار عشق از جان و جان گفتن بس است کاین قدر سرمایه سودا برنتابد بیش از این. خاقانی. دشنام که خود به خود دهد مرد سرمایهٔ آفرین شمارش.خاقانی. ز هر نقد کآن بود پیرایه شان یکی بیست میکرد سرمایه شان.نظامی. قبلهٔ چشم جمال او بود، و سود و سرمایهٔ عمر وصال او. (سعدی). با آنکه بضاعتی ندارم سرمایهٔ طاعتی ندارم.سعدی. مروت زمین است و سرمایه زرع بده کاصل خالی نماند ز فرع.سعدی. || عمق. عاقبت. نتیجه : چو بی آزمایش نباشد خرد سرمایهٔ کارها بنگرد.فردوسی. || توانائی. قدرت : نیارم نام او بردن نیارم من این سرمایه در خاطر ندارم.ناصرخسرو. || اساس. پایه : سرمایه کرد آهن آبگون کز آن سنگ خارا کشیدش برون.فردوسی. سرمایه بد اختر شاه را وزو بند بد جان بدخواه را.فردوسی. سرمایهٔ آن ز ضحاک بود که ناپارسا بود و ناپاک بود.فردوسی. || مایه. رأس مال : به نظم اندر آری دروغ و طمع را دروغ است سرمایه مر کافری را. ناصرخسرو. سروری را اصل و گوهر برترین سرمایه است مردم بی اصل و بی گوهر نیابد سروری. سوزنی. || مبدأ. اصل : شیرین بکن این تلخ دل سوختهٔ من زآن قید که سرمایهٔ شهد و شکر آمد. سوزنی. پادشاهی که ظل رحمت الهی است و پیرایهٔ اقبال و سرمایهٔ جلال. (سندبادنامه ص ۷۶). || قدر و قیمت. بها. ارج : مگر بشنود پند و اندرزتان بداند سرمایه و ارزتان.فردوسی. || زیور: و به سرمایهٔ شهامت و پیرایهٔ حذاقت متحلی بود. (سندبادنامه ص ۳۸). || مال. تمول. ثروت : وصال تو یک دم بدستم کی آید که سرمایه و دستگاهی ندارم.عطار.

کلمات هم‌قافیه با «سرمایه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید