معنی سرماهی
7 بازدید
[ سَ ] (ص نسبی، اِ مرکب) از: سر +ماه (شهر عربی) +ی (نسبت). (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). ماهیانه و مقرری باشد که در هر سر ماه به نوکر و امثال آن دهند و آن را به عربی مشاهره گویند. (برهان). مقرری که در سر هر ماه به نوکر دهند و آن را ماهانه نیز گویند و به تازی مشاهره گویند. (آنندراج). مهواره. ماهواره. (یادداشت مؤلف): هزار سکهٔ دینار سرخ سرماهیت هزار تنگهٔ سیم سپید انعامت.؟ (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرماهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر