معنی سرماریزگی
7 بازدید
[ سَ زَ / زِ ] (اِ مرکب) هوایی باشد متصل و مماس زمین که از غایت سرما فسرده گردد و مانند برفی در نهایت ریزگی و تنکی به زمین بریزد و اکثر در شبهای خنک یا در اول و در آخر روز که سرما بیشتر باشد بهم میرسد. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «سرماریزگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر