معنی سرما

معنی سرما

9 بازدید
[ سَ ] (اِ) سرما (از: سرد) به شباهت با گرما (از: گرم) ساخته شده (والا میبایست سردا بشود). (دارمستتر تتبعات ایرانی ج ۱ ص ۲۶۷). همین شکل در پهلوی نیز وجود دارد: «سرماک» برابر «گرماک». گیلکی «سرمه»، فریزندی و یرنی و نطنزی «سرما»، سمنانی «سرما»، سنگسری «سرمو»، سرخه ای «سرمه»، لاسگردی «سرمه»، شهمیرزادی «سرمه». سردی. برودت. ضد گرما. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). مقابل گرما. (آنندراج). برد. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی): بماندستم چون فنگ به خانه در دلتنگ ز سرما شده چون نیل سر و روی پرآژنگ. حکاک. نه گرماش گرم و نه سرماش سرد همه جای شادی و آرام و خورد.فردوسی. میر با تو ز خوی نیک بدل گرمی کرد گرچه در سرما با میر نرفتی به سفر.فرخی. رفت سرما و بهار آمد چون طاووسی بسوی روضه برون آمد هر محبوسی. منوچهری. سپیده دم از بیم سرمای سخت بپوشید بر کوه سنجابها.منوچهری. دلی کز مهر باشد بی شکیبا نه از گرما بترسد نه ز سرما. (ویس و رامین). امروز سرمایی سخت بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۷۱). علم چون گرماست نادانی چو سرما در قیاس هرکه از سرما گریزد قصد زی گرما کند. ناصرخسرو. گرفت آب کاسه ز سرمای سخت چو زرین ورق گشت برگ درخت.عمعق.

کلمات هم‌قافیه با «سرما»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ما» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید