معنی سرفیدن
7 بازدید
[ سُ دَ ] (مص) سرفه کردن یعنی آواز گلو که عرب آن را سعال خوانند. (آنندراج). سعال. (منتهی الارب). سلفیدن. (زمخشری): ریختند از سر حمدان به تو در چندان ماست که بسرفی ز گلوی تو زند بوی پنیر. سوزنی. || در تداول عوام، به اکراه چیزی بخشیدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «سرفیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر