معنی سرفسار
6 بازدید
[ سَ فَ ] (اِ مرکب) سرافسار: فأمر باحضار الفی دینار و ثوب اطلس و عمامة مذهبة و حصان بطوق ذهب و سرفسار ذهب. (معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۴ ص ۶۸). رجوع به سرافسار شود.
کلمات همقافیه با «سرفسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر