معنی سرطم
6 بازدید
[ سَ طَ ] (ع ص) درازبالا. || بلندآواز. || واضح گفتار. || فراخ حلق. || زود فروبرنده با جسامت جثه و فخامت خلقت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).[ سِ طِ ] (ع ص) بسیارخوار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || متکلم بلیغ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به سَرْطَم شود.
کلمات همقافیه با «سرطم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طم» برای سرودن شعر