معنی سرطاس
6 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) ظرفی فلزین بقالان و سقطفروشان و بنشن فروشان و خشکه بارفروشان را. ظرفی است چون مکیالی بقالان و خشکبارفروشان و آجیل فروشان را. ظرفی در دکان بقالی و جز آن برای برداشتن چیزها و ریختن در ترازو. (یادداشت مؤلف). || (ص مرکب) در تداول امروز، کسی که سر او موی نداشته باشد. کسی که موی سر او بعلت کچلی یا علت دیگر ریخته باشد.
کلمات همقافیه با «سرطاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر