معنی سرشناس
6 بازدید
[ سَ شِ ] (ن مف مرکب) معروف. مشهور: ای ز آسمان بصد درجه سرشناس تر سِرّ دقایق ازلت از بر آمده. خاقانی.
کلمات همقافیه با «سرشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر