معنی سرشاخه
7 بازدید
[ سَ خَ / خِ ] (اِ مرکب) گلی که بر سر شاخ باشد. (بهار عجم) (آنندراج). شاخهٔ گل دار. (ناظم الاطباء): بچهره مایهٔ حسن گلستان گلی سرشاخهٔ آتش پرستان. حکیم زلالی (از بهار عجم). || نوک شاخهٔ درخت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سرشاخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر