معنی سررفته
5 بازدید
[ سَ رْ، رَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) کنایه از مقسوم و مقدر و سرنوشت. (آنندراج): روزی سررفته افزون تر به نادان میرسد طفل را با یک دهن شیر از دو پستان میرسد. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سررفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر