معنی سررسیدن
5 بازدید
[ سَ رْ، رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) غفلتاً وارد شدن. در همان وقت که ضرور بود حاضر آمدن. فجأةً درآمدن. غیرمنتظر آمدن. || سپری شدن مدت. به انتها رسیدن مدت. به آخر آمدن مدت. (یادداشت مؤلف): مدت اجاره سررسیده است.
کلمات همقافیه با «سررسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر