معنی سرراهی
7 بازدید
[ سَ رِ ] (اِ مرکب) صدقه که مسافر گاه به راه افتادن به فقرا دهد. (یادداشت مؤلف). || آنچه مسافر هنگام سفر به کسان خود انعام دهد. || (ص نسبی) کوی یافت. لقیط. نوزادی که او را کنار راه گذارند تا کسی وی را برد و بپروراند. - بچهٔ سرراهی؛ کودکی که آن را از سر راه برگرفته باشند و پدر و مادر او معلوم نباشد.
کلمات همقافیه با «سرراهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر