معنی سرد باد
6 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) آه سرد. نالهٔ سرد: همان شهر ایرانش آمد بیاد همی برکشید از جگر سرد باد.فردوسی. چو گفتار موبد بیاد آمدش ز دل بر یکی سرد باد آمدش.فردوسی. چو از پندهای تو یاد آورم همی از جگر سرد باد آورم.فردوسی. برآرم سرد بادی زین دل ریش نمایم باد را حال دل خویش. (ویس و رامین). همه شهر با گریه و سرد باد خروشان گرفته قبای قباد.اسدی.
کلمات همقافیه با «سرد باد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر