معنی سردوال
4 بازدید
[ سَ دَ ] (اِ مرکب) لجام و سرآخور و افسار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سردوال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر