معنی سردرختی
7 بازدید
[ سَ دِ رَ ] (ص نسبی، اِ مرکب) آنچه از سر درختان حاصل شود مثل میوه و این مقابل پادرختی است، یعنی چیزی که در پای درختان میروید مثل حاصل کشت زارها که در باغات باشند. (آنندراج). میوهٔ درخت. فضول از شاخه های درخت : از برای نطفهٔ اشجار کافور است برف باد بهر سردرختیهاست تیغ آبدار. محمدسعید اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سردرختی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر