معنی سردر
6 بازدید
[ سَ دَ ] (اِ مرکب) ایوان یا خانه که بر بالای در خانه باشد. خانه و ایوان که بر بالای دروازه و در خانه کنند و در شهرها و قراء و خانه برپا کنند. || زینتی از بناء یا خانه که بر سر در خانه سازند. || بالای در. جلو در سر. آستانهٔ خانه. (یادداشت مؤلف): بر سردر کاروانسرایی تصویر زنی به گچ کشیدند.ایرج میرزا.[ سَ دَ ] (اِخ) قریه ای است از قراء بلخ. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سردر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر