معنی سرخ سوار
6 بازدید
[ سُ سَ ] (اِ مرکب) سوار قرمزپوش. سواری که لباس او سرخ باشد. || کنایه از جگر است و آن از جمله آلات اندرونی انسان و حیوانات دیگر باشد و بعربی کبد خوانند. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). مرحوم وحید در حاشیهٔ مخزن الاسرار سرخ سوار را قلب صنوبری حیوانی و لعل قبا را جگر معنی کرده است : سرخ سواری به ادب پیش او لعل قبایی ظفراندیش او. نظامی (مخزن الاسرار چ ۳ ص ۵۱).
کلمات همقافیه با «سرخ سوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر