معنی سرخ بید
6 بازدید
[ سُ ] (اِ مرکب) نوعی از درخت بید است. (برهان) (آنندراج). نوعی از هفده بید است. (غیاث) (شرفنامه). بعضی گویند بید موله است که بید مجنون باشد. (برهان). خلاف. (محمودبن عمر). در فلات بسیار است و برای سبدبافی بسیار شایسته است. (جنگل شناسی ساعی ص ۱۹۵): سرخی خفچه نگر از سرخ بید معصفرگون پوستش او خود سپید.رودکی. به ساسانیان تا مدارید امید مجویید یاقوت از سرخ بید.فردوسی. نمودند دیگر گیاهی سپید سیاهش گل و بیخ چون سرخ بید.اسدی. از پی آنکه مزاجش نکند فاسد خون سرخ بید از همه اعضا بگشاید اکحل. انوری. گر عود نه صندل سپید است با سرخ گل تو سرخ بید است.نظامی.
کلمات همقافیه با «سرخ بید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر