معنی سرخیزه
6 بازدید
[ سُ زَ / زِ ] (اِ مرکب) سرخجه که نوعی از حصبه باشد و آن جوششی باشد که بیشتر طفلان را بهم رسد. (برهان). رجوع به سرخجه شود.
کلمات همقافیه با «سرخیزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر