معنی سرخگان
8 بازدید
[ سُ خَ ] (اِ مرکب) سرخجه. سرخچه. رجوع به سرخجه و سرخچه و آنندراج و برهان شود.
کلمات همقافیه با «سرخگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر