معنی سرخکلا
7 بازدید
[ سُ کَ ] (اِخ) نام دهی است از دهات استرابادرستاق مازندران. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۱۷۰ و ۷۶).
کلمات همقافیه با «سرخکلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر