معنی سرخچشم
5 بازدید
[ سُ چَ / چِ ] (ص مرکب) آنکه چشم او سرخ باشد: عمر رضی اللََّه عنه مردی بود بلندقامت و تناور، سرخ چشم و اسمر. (مجمل التواریخ). || کنایه از جلاد و مردم خونریز. (برهان) (انجمن آرا): جوقی از این زردگوش گاه غضب سرخ چشم هر یک طاغی و دیو رهبر طغیان او. خاقانی. آن مؤذن سرخ چشم سرمست قامت به سر زبان برآورد. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۵۰۶).
کلمات همقافیه با «سرخچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر