معنی سرخو
5 بازدید
[ سُ ] (اِ مرکب) سرخجه و آن جوششی است که بیشتر اطفال را در بدن بهم میرسد. (برهان) (آنندراج). رجوع به سرخجه، سرخزه، سرخژه شود.
کلمات همقافیه با «سرخو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خو» برای سرودن شعر