معنی سرخهده
7 بازدید
[ سُ خَ دِهْ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش دستجرد شهرستان قم. دارای ۳۹۰ تن سکنه است. آب آن از قنات. محصول آن غلات، بنشن، باغات. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ سُ خَ دِهْ ] (اِخ) دهی جزء دهستان جمع آبرود بخش حومهٔ شهرستان دماوند. دارای ۴۵۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، گردو، قیسی و بنشن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ سُ خَ دِهْ ] (اِخ) دهی از دهستان هزارجریب مازندران. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۶۴).[ سُ خَ دِهْ ] (اِخ) دهی از دهستان کرگاه بخش ویسیان شهرستان خرم آباد. دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمهٔ سرخه. محصول آن غلات، لبنیات و پشم است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «سرخهده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر