معنی سرخنک
7 بازدید
[ سَ خُ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان شاخنات بخش درمیان شهرستان بیرجند. دارای ۴۳۸ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و میوه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «سرخنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر