معنی سرخسی

معنی سرخسی

7 بازدید
[ سَ رَ ] (ص نسبی) منسوب است به سرخس که شهر قدیمی است به خراسان. (الانساب سمعانی).
[ سَ رَ ] (اِخ) ابوالفرج احمدبن الطیب. رجوع به احمدبن طیب شود.
[ سَ رَ ] (اِخ) ابوطالب عبدالعزیزبن محمد السرخسی. او در مسجد ترجمانیه مجلس درس داشت. و از کتب اوست کتاب فی نحو الکبیر. (ابن الندیم).
[ سَ رَ ] (اِخ) احمدبن طیب سرخسی. رجوع به همین کلمه شود.
[ سَ رَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن ابی سهل، مکنی به ابوبکر سرخسی، ملقب به شمس الائمه. امامی عالم، متکلم، اصولی و مجتهد بود. مبسوط را در زندان املاء کرد، سپس در اواخر عمر از زندان آزاد شد و به فرغانه رفت و املای کتاب را پایان داد. بسال ۴۸۳ یا ۴۸۶ یا در حدود ۴۹۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: المبسوط و شرح جامع الکبیر و شرح سیرالکبیر و کتابی در اصول فقه دارد. رجوع به اعلام زرکلی ج ۳ ص ۴۸ شود.
[ سَ رَ ] (اِخ) (متوفای ۵۴۴ هـ . ق. / ۱۱۴۹ م.) محمدبن محمد رضی الدین سرخسی. از اکابر فقهای حنفیه بود. مدتی در حلب اقامت گزید، سپس به دمشق رفت و در آنجا درگذشت. او راست: محیط الرضوی در فقه که به چهل مجلد میرسد. طریقة الرضویة. (اعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۷۱).

کلمات هم‌قافیه با «سرخسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید