معنی سرخس

معنی سرخس

7 بازدید
[ سَ رَ ] (اِ) نام دارویی است که آن را گیل دارو گویند و آن چوبکی باشد سیاه رنگ، بر کنار دریای خزر که دریای گیلان باشد یابند و آن دو قسم است: نر و ماده. بجهت دفع کدودانه و امراض دیگر مفید است. (برهان) (آنندراج). سرخس هادر منطقهٔ معتدله بصورت گیاهان بی ساقه اند یعنی برگهای آن از خاک بیرون می آید و ساقهٔ زیرینی دارند که در اصطلاح گیاه شناسی ریزم نامیده میشود، ولی در مناطق گرم بشکل درختان بلند و شبیه به نخل ها میباشند. رجوع به گیاه شناسی گل گلاب صص ۱۶۱ -۱۷۰ شود. گیل دارو. (قانون ابن سینا چ تهران ص ۲۱۶) (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). انواع آن: سرخس ماده که ممکن است مانند سرخس نر بکار رود ولی تأثیرش بسیار کمتر است. سرخس مذکر یا سرخس نر دارای برگهای بزرگ و دو بریدگی دارد، ساقهٔ زیرین آن بر ضد کرم کدو بکار میرود زیرا که در لوله های شیرابهٔ آن مواد مختلف یافت میشود. (از گیاه شناسی گل گلاب ص ۱۶۹). رجوع به درمان شناسی ص ۴۰۲ و داروسازی جنیدی ص ۱۷۸ و تحفهٔ حکیم مؤمن شود.
[ سَ رَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش سرخس شهرستان مشهد. دارای ۵۰۰۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و رودخانه. محصول آن غلات و بنشن است. از ادارات دولتی بخشداری، شهرداری، کلانتری، کلانتر مرز و ادارهٔ املاک دارد. مجموع نفوس آن ۳۵۴۸۳ تن است. آب مزروعی قسمتهای جلگه از رودخانهٔ هریرود تأمین و بعضی سالها که آب هریرود خشک و قابل استفاده نمیباشد در قسمتهای کوهستانی از چشمه سار و قنوات استفاده میشود. محصول عمدهٔ بخش غلات به حد وفور، کنجد، زیره، میوه جات است. گوسفندان آنها قره گل هستند که پوست آنها گران قیمت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ سَ رَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای شهرستان مشهد است که در خاور شهرستان و کنار مرز ایران و شوروی واقع است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹). شهری است [ به خراسان ] بر راه و اندر میان بیابان نهاده و ایشان را یکی خشک رود است که اندر میان بازار میگذرد و بوقت انجیر اندر او آب رود و بس و جایی با کشت و برز بسیار است. و مردمانی قوی ترکیب اند و جنگی و خواستهٔ ایشان شتر است. (حدود العالم): پوپک دیدم بحوالی سرخس بانگک بربرده به ابر اندرا چادرکی دیدم رنگین بر او رنگ بسی گونه بر آن چادرا.رودکی. دگر سو سرخس و بیابان به پیش گله گشته بر دشت آهو و میش.فردوسی. رجوع به تاریخ جهانگشا ج ۱ ص ۱۱۷، ۱۲۱، ۱۲۵، ۱۲۷، ۱۲۸، ۱۳۰ و نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۵۳، ۱۵۸، ۱۷۷ و تاریخ سیستان ص ۲۷، ۱۴۷، ۲۳۹، ۲۵۱، ۲۵۲ شود.

کلمات هم‌قافیه با «سرخس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید