معنی سرجیک
6 بازدید
[ سَ ] (اِ) سرهنگ. (لغت فرس اسدی): ای بر همه قحبه گان عالم سرجیک. فرالاوی. ای بر سر خوبان جهان بر سرجیک پیش دهنت ذره نماید خرچیک.عنصری. رجوع به سرجنگ شود.
کلمات همقافیه با «سرجیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر