معنی سرجو
4 بازدید
[ سَ ] (اِخ) طایفه ای از طوایف ناحیهٔ سراوان کرمان. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۹۷).
کلمات همقافیه با «سرجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر