معنی سرجهازی
9 بازدید
[ سَ جَ ] (اِ مرکب) آنچه جزو جهاز بود. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «سرجهازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر