معنی سرت
6 بازدید
[ سُ ] (اِخ) نام شهری بر ساحل بحرم به شمال افریقا در مشرق سراته به طرابلس. (از ابن بطوطه) (دمشقی). مدینه ای است در ساحل بحرالروم در بین برقه و طرابلس غرب. (از معجم البلدان). شهری است به مغرب سرته در اندلس، از آن شهر است قاسم بن ابی شجاع سرتی. (منتهی الارب). رجوع به نورالسافر ص ۲۶۸ و ۲۵۶ شود.
کلمات همقافیه با «سرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر