معنی سربند

معنی واژه سربند

4 بازدید
[ سَ بَ ] (اِ مرکب) پنبه یا جامه و یا چوبی که بر دهانهٔ شیشه فروبرند تا مظروف از ریختن و تباهی مصون ماند. آنچه بر سر ظرفی چرمین یا از شیشه و غیره بندند از جامه و چرم و غیره. (یادداشت مؤلف). || اختیار (؟) و آگاهی راز. || کوچه بند. (غیاث) (آنندراج). || عصابه که زنان بر سر بندند. (آنندراج). عصابه. (ربنجنی) (دهار). مِعْصَب. (ملخص اللغات حسن خطیب). تاج. (یادداشت مؤلف). عمامه : یکی خوب سربند پیکر بزر بیابد از این رنج فرجام بر.فردوسی. یکی شاره سربند پیش آورید همه تار و پود اندر او ناپدید.فردوسی. ز پور بهو چون شنید آگهی فرستاد سربند و مهر شهی.اسدی. افتاد چنانکه دانه از کشت سربند قصب به رخ فروهشت.نظامی. گر او را دعوی صاحب کلاهی است مرا نیز از قصب سربند شاهی است.نظامی. دامک و سربند بگویم که چیست نام یکی آفت و دیگر بلا. نظام قاری (دیوان البسه ص ۱۰۷).
[ سَ بَ ] (اِخ) ده بخش نمین شهرستان اردبیل. دارای ۲۱۰ تن سکنه است. آب از رودخانهٔ قره سو و محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید