معنی سربخاری
6 بازدید
[ سَ بُ ] (اِ مرکب) گلدان و چراغ برای زینت بالای بخاری. (یادداشت بخط مؤلف). || پارچهٔ قیمتی که بر طاقچهٔ بالای بخاری گسترند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «سربخاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر