معنی واژه سربتو
2 بازدید
[ سَ بِ ] (ص مرکب) مرکب است از «سر» و «بای» صله و لفظ «تو» به واو معروف که در اصل بمعنی در میان است، چنانکه گویند فلانی در توی خانه نشسته است؛ ای در میان خانه. پس سربتو بمعنی سر بخود کشیده و در فکر فروشده باشد. (آنندراج). || آنکه همهٔ مکنونات خاطر خویش از همه کس پنهان دارد. (یادداشت مؤلف). آنکه ضمیر خود را هیچگاه به هیچکس آشکارا نکند. (یادداشت مؤلف). || بمجاز بمعنی محیل و مکار. (آنندراج).