معنی سربان
6 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) بستهٔ کوچکی که بر روی بار گذارند و سربار. || پرتگاه و نشیب. (ناظم الاطباء).[ سَ ] (اِخ) نام محله ای است به ری و گفته اند که جای بسیار باصفایی است که از وسط آن نهری جاری می شود و طرفین نهر پر از اشجار بهم پیچیده و بهم پیوسته میباشد. بازارهایی هم دارد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سربان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر