معنی واژه سرای سپنج
4 بازدید
[ سَ یِ سِ پَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از روزگار و دنیا. (برهان) (آنندراج). سرای عاریت دنیا. (شرفنامه). سرای ششدر. (رشیدی): مهر مفکن بر این سرای سپنج کاین جهان پاک بازی و نیرنج .رودکی. چو گشت آن پریچهره بیمارغنج ببرید دل زین سرای سپنج.رودکی. اگر گنج یابی اگر درد و رنج نمانی همی در سرای سپنج.فردوسی. که از بهر ما زین سرای سپنج نیامد بجز درد و اندوه و رنج.فردوسی. نبندید دل در سرای سپنج کش انجام مرگ است و آغاز رنج.اسدی. دل نهادی در این سرای سپنج چند بسیار تاختی فرسنگ .ناصرخسرو. || خانهٔ علفی باشد که کنار فالیز و کشت و زراعت سازند. (برهان) (آنندراج).