معنی واژه سرایش
5 بازدید
[ سَ یِ ] (اِمص) اسم مصدر از سراییدن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). زبان قال که سخن گفتن و نغمه پردازی آدمیان و سرود مرغان باشد. (برهان). نغمه پردازی و گویندگی. (رشیدی) (آنندراج): سراینده مرغی از این بوستان سرایش چنین کرد با دوستان. امیرخسرو (از جهانگیری). - ناسرایش؛ لال. || (اِ) نام آهنگی است. رجوع به آهنگ شود.