معنی سرایر
6 بازدید
[ سَ یِ ] (ع اِ) سَرائر. جِ سَریرة: در مکنونات و مغیبات سخن گوید و از سرایر و ضمایر نشان دهد. (سندبادنامه ص ۲۴۲). غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی. سعدی. همینکه به سری از سرایر بیچون وقوف یابند. (سعدی). رجوع به سَریرة شود.
کلمات همقافیه با «سرایر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر