معنی سراچه

معنی سراچه

5 بازدید
[ سَ چَ / چِ ] (اِ مصغر) از: سرا (سرای) +چه، پسوند تصغیر. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). سرای کوچک. (آنندراج) (برهان). سرای خرد. (شرفنامهٔ منیری). خانهٔ کوچک. (صحاح الفرس): در جامهٔ کبود فلک بین و پس بدان کاین چرخ جز سراچهٔ ماتم نیامده ست. خاقانی. آن سراچه که هفت پیکر بود بلکه ارتنگ هفت کشور بود.نظامی. رضوان مگر سراچهٔ فردوس برگشاد کین حوریان به ساحت دنیی خزیده اند. سعدی. ز خون که رفت شب دوش در سراچهٔ چشم شدیم در نظر رهروان خواب خجل.حافظ. || چیزی بود مانند قفس که ته نداشته باشد و مرغهای خانگی را در زیر آن نگاه دارند. (آنندراج) (برهان). || کنایه از دنیا. (آنندراج): آنجا روم که داشتم از ابتدا مقام بگذارم این سراچهٔ فانی و بگذرم.خاقانی. غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست هرکه به میخانه رفت بی خبر آید.حافظ. در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر در این سراچهٔ بازیچه غیر عشق مباز. حافظ. || خیمهٔ کلان. || نام ساز. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سراچه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «چه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید