معنی سراوان

معنی سراوان

6 بازدید
[ سَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان سنگر کهدمات بخش مرکزی شهرستان رشت. دارای ۱۴۱ تن سکنه است. آب آن از نهر گلی رود که از سفیدرود منشعب میشود تأمین میشود. محصول آن برنج، باقلا و شغل اهالی زراعت و زغال فروشی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲). نام ناحیتی است از آنسوی رودیان به گیلان. (حدود العالم).
[ سَ ] (اِخ) شهرستان سراوان یکی از شهرستانهای استان هشتم و محدود است از شمال و خاور و جنوب خاوری به مرز پاکستان، از طرف جنوب و باختر به شهرستان ایرانشهر، از شمال باختری به شهرستان زاهدان. این شهرستان چهار بخش بشرح زیر دارد: ۱ -بخش حومه: شامل ۴ دهستان و ۸۸ آبادی و جمعیت آن ۲۲۰۰۰ تن است. ۲ -بخش سوران: شامل ۵ دهستان و ۴۸ آبادی و جمعیت آن ۹۵۰۰ تن است. ۳ -بخش جالق: شامل یک دهستان و ۲۰ آبادی و جمعیت آن ۱۲۵۰۰ تن است. ۴ -بخش زابلی: شامل یک دهستان و ۲۸ آبادی و جمعیت آن ۴۰۰۰ تن است. بنابر آمار فوق شهرستان سراوان از ۴ بخش و یازده دهستان و ۱۸۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن ۴۸ هزار تن است. یکی از بخشهای چهارگانهٔ شهرستان سراوان که قسمت مرکزی آن بشرح زیر است: از شمال به بخش جالق و از خاور و جنوب خاوری به مرز پاکستان و از طرف جنوب و جنوب خاوری به بخش سیب سوران و از طرف باختر به بخش خاش از شهرستان زاهدان محدود است. منطقهٔ این بخش از دو قسمت تشکیل میشود: قسمت اول کوهستانی که همان دهستان بم پشت است که تمام آبادیهای آن در دره های کوهستانی واقع شده است. قسمت دوم دهستانهای اسفندک و حومه است که در جلگه واقع شده است. رودخانه های این بخش آب دائم ندارد و بزرگترین رود آن رود ماشکید است که از بخش سیب سوران سرچشمه گرفته پس از عبور از شمال دهستان بم پشت وارد خاک پاکستان میشود. بخش مرکزی شهرستان سراوان از چهار دهستان بشرح زیر تشکیل میشود: دهستان حومه دارای ۱۰۰۰۰ تن جمعیت و ۲۸ آبادی است. دهستان کوهک دارای ۱۰۰۰ تن جمعیت و ۳ آبادی است. دهستان اسفندک دارای ۵۰۰ تن جمعیت و ۴ آبادی است. دهستان بم پشت دارای ۵۵۰۰ تن جمعیت و ۵۲ آبادی است. مرکز بخش دارای ۲۰۰۰ تن جمعیت و یک آبادی است. بنابر آمار فوق این بخش از چهار دهستان و ۸۸ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل شده و جمعیت آن ۱۹۰۰۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «سراوان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید