معنی سراقة
6 بازدید
[ سَ رْ را قَ ] (ع اِ) آبدزدک. (یادداشت مؤلف).[ سُ قَ ] (اِخ) ابن عمرو، مکنی به ذوالنور. صحابی است. وی کسی است که با مردم ارمنیه بصلح کار کرد و هم در آنجا درگذشت. (اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۶۰).[ سُ قَ ] (اِخ) ابن مالک بن جعشم المدلجی، مکنی به ابوسفیان. صحابی است و او راست شعری و در صحیحین ۱۹ حدیث به او نسبت داده اند. وفات او بسال ۲۴ هـ . ق. است. (اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۶۰). رجوع به امتاع الاسماع ص ۴۲، ۸۶، ۴۲۱ و البیان و التبیین ج ۲ ص ۱۵۰ و عقد الفرید ج ۲ ص ۲۸۸ و تاریخ بیهق ص ۲۲۰ شود.[ سُ قَ ] (اِخ) ابن مرداس الباهلی الاصغر. صحابی است. جریر شاعر دورهٔ جاهلیت را هجو کرد. وی را اخباری است در اغانی. (المعرب جوالیقی ص ۳۰۱). و رجوع به عیون الاخبار ج ۱ ص ۲۰۳ و عقد الفرید ج ۳ ص ۳۳۴ شود.
کلمات همقافیه با «سراقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر