معنی سراط
6 بازدید
[ سَ رْ را ] (ع ص) پالوده فروش. (ملخص اللغات) (مهذب الاسماء).[ سُ ] (ع ص) شمشیر بران. (مهذب الاسماء). سیف سراط؛ شمشیر برنده. (از اقرب الموارد).[ سِ ] (ع اِ) راه یا راه روشن بدان جهت که رونده در آن غایب میشود مانند غیبت طعام فروخورده. (منتهی الارب) (آنندراج). راه روشن، چه رونده در آن پنهان میشود، آنچنانکه طعام بلعیده. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سراط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر