معنی سراسکند

معنی سراسکند

6 بازدید
[ سَ اِ کَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای شهرستان تبریز که در جنوب خاوری تبریز و دامنهٔ شرقی کوه سهند واقع است. آب قراء بخش از رودخانه های محلی که تعدادش تا هشت میرسد و عمده ترین آنها از قرانقوچای میباشد تأمین میشود. محصول عمدهٔ بخش غلات، حبوب، سردرختی است. از لحاظ تقسیمات اداری چنین است: ۱ -حومهٔ بخش که از ۵۴ آبادی تشکیل شده و دارای ۲۶۳۱۵ تن جمعیت است. ۲ -دهستان آتش بیگ که از ۱۷۶ آبادی تشکیل شده و دارای ۱۴۹۲۲ تن جمعیت است. مرکز بخش قصبهٔ کوچک سراسکندخان و قراء مهم آن ذوالبین، گنجینه کتاب، باباکندی، عزیزکندی، دمناب، وظیفه خوران، پاشابیک، سلوک میباشد. حومهٔ بخش سراسکند از ۵۴ آبادی تشکیل گردیده که در حومهٔ سراسکند واقع شده اند و مهمترین آنها داش بلاغ، وظیفه خوران، باباکندی، ذوالبین، دمناب و علی آباد میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «سراسکند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید