معنی سراجی
10 بازدید
[ سَ رْ را ] (حامص) عمل سَرّاج. زینگری. زین سازی.[ ] (اِ) نام پارچه ای است : سراجی شهابی نظر یافته دگر موش دندان و بشکافته. نظام قاری (دیوان ص ۱۸۱).[ سِ ] (اِخ) شاعر خوبی است و قصیده ای گفته که ذکر چهار ارکان در او لازم داشته، این سه بیت از آن است: آتشی دارم بدل من زآن دو لعل آبدار باد تا زلفش پریشان کرد گشتم خاکسار خاک ره گل میشود از آب چشمم تا چرا آتش اندر من زد و رفت از بر من بادوار گر برآرم باد سرد آتش زنم در آسمان گر ببارم آب گرم از خاک سازم لاله زار. (مجالس النفایس ص ۳۳۸).
کلمات همقافیه با «سراجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر