معنی سراجر
6 بازدید
[ سَ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در ۳۷۵۰۰گزی شمال خاوری کلیبر. هوای آنجا گرم و دارای ۵۴۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ سلین چای و دو رشته چشمه تأمین میشود. محصول آنجا غلات، سردرختی، و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان گلیم بافی و راه آن مالرو است. این ده محل سکنای ایل چلیپانلو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «سراجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر