معنی سراجالقطرب
6 بازدید
[ سِ جُلْ قُ رُ ] (ع اِ مرکب) هر گیاهی که در شب درخشد به این اسم نامند. و قطرب اسمی است شامل کرم شب تاب و شامل حیوانی بقدر مگس که بر روی آب همیشه حرکت کند. و سراج القطرب شامل اوافلینوس و بخلیه است و اخیر به لغت مغربی نباتی است کثیرالوجود در میان کتان، گلش سرخ و بیخش بقدر گردکان و مأکول بعض مردم است. و اوافلینوس مذکور شد و مؤلف مالایسع گوید از مطلق این اسم مراد یبروح الصنم است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). نباتی است. (مفاتیح العلوم). مشتق از دو چیز است: یکی سراج و آن چراغ است، دوم قطرب و آن جانوری است که آن را طینوس گویند و در شب روشن است و چون این گیاه به شب روشن است مادامی که تر است پس مشابهت به سراج و قطرب هر دو که در شب روشن اند دارد و گویند که قطرب این گیاه را دوست دارد و در شبها طلب کند. (الفاظ الادویه). نباتی است مانند زوفا. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). گیاهی است که تر و تازهٔ آن به شب چون چراغ میدرخشد. (منتهی الارب). یبروح الوقاد. شجرةالصنم. شجرة سلیمان بن داود. مردم گیاه. مهرگیاه. (یادداشت مؤلف): او یتخذ فتیلة من سراج القطرب او نسج العنکبوت. (کتاب ثالث از قانون ابوعلی چ تهران). رجوع به ضریر انطاکی ص ۱۹۲ و اختیارات بدیعی و ترجمهٔ صیدنه شود.
کلمات همقافیه با «سراجالقطرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر