معنی سرآماس
8 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) کنایه از تکبر و غروری. (گنجینهٔ گنجوی): سیه ماری افسون گرگی در او سرآماسی از سر بزرگی در او.نظامی.
کلمات همقافیه با «سرآماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر