معنی واژه سد یأجوج و مأجوج
6 بازدید
[ سَ دْ دِ یَ ءْ جو جُ مَ ءْ ] (اِخ) سد اسکندر: یکی را سد یأجوج است باره یکی را روضهٔ خلد است بالان.عنصری. سوراخ شده ست سد یأجوج یکچند حذر کن ای برادر.ناصرخسرو. رجوع به سد و سد اسکندر و سد سکندر شود.